صدای بال کبوترها
فضای خانه ما را شکافت
سکوت خانه ما را شکست
و مادرم ناگاه
به دستهای چروکیدهاش، تکانی داد
سپس به لحن غمگینی خواند
«طنین نالةی زندانیان
غمانگیز است.»
**
فراز شاخةی نارنج
کبوتری میخواند
طنین نالةی او، در هوا
قفس میشد
و لحظه لحظه فرومیریخت
فرود چینةی دیوار
... و مادرم میگفت
«طنین نالة زندانیان
غمانگیز است
فضای خانه ما را شکافت
سکوت خانه ما را شکست
و مادرم ناگاه
به دستهای چروکیدهاش، تکانی داد
سپس به لحن غمگینی خواند
«طنین نالةی زندانیان
غمانگیز است.»
**
فراز شاخةی نارنج
کبوتری میخواند
طنین نالةی او، در هوا
قفس میشد
و لحظه لحظه فرومیریخت
فرود چینةی دیوار
... و مادرم میگفت
«طنین نالة زندانیان
غمانگیز است
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 15:27  توسط ارمان
|
